به گزارش خبرنگار مهر؛ سال ۲۰۲۵ برای صنعت رمزارز صرفاً یک دوره رشد قیمتی نبود بلکه نقطه عطفی در جایگاه نهادی این صنعت به شمار میرود. بازاری که تا چند سال پیش از سوی بانکها بهعنوان یک ریسک سیستمی طرد میشد و زیر فشار سیاست «تنظیمگری از مسیر برخورد قضایی» قرار داشت اکنون به شکلی بیسابقه در حال ادغام با هسته نظام مالی رسمی است. تصویب نخستین قانون فدرال جامع مرتبط با رمزارزها در ایالات متحده، تمرکز دولت بر توسعه استیبلکوینها، شکلگیری ذخیره راهبردی بیتکوین و انتصاب مدیرانی همسو با این صنعت در نهادهای ناظر مالی آمریکا، نشانههای تغییری ساختاری در نگاه سیاستگذاران به داراییهای دیجیتال است.
این تغییر جهت تنها محدود به دولتها نمانده است. چرخش موضع مدیران ارشد بانکی که سالها رمزارز را بیارزش یا حتی کلاهبرداری میدانستند اکنون به نمادی از عادیسازی این داراییها تبدیل شده است. نتیجه این همگرایی رشد ارزش کل بازار رمزارز به بیش از چهار تریلیون دلار و تثبیت آن بهعنوان یک نوعی دارایی غیرقابل چشمپوشی در سبد سرمایهگذاران جهانی است. با این پیشزمینه میتوان پنج روند کلیدی را شناسایی کرد که مسیر بازار رمزارز در سال ۲۰۲۶ را شکل خواهند داد.
روند نهادیشدن تدریجی و عمیق بازار
موج صندوقهای قابل معامله مبتنی بر رمزارز در بازار بورس که از اوایل سال ۲۰۲۴ آغاز شد در سالهای پیش رو وارد فاز بلوغ میشود. داراییهای تحت مدیریت «ETF»ها و «ETP»های رمزارزی اکنون به صدها میلیارد دلار رسیده و مهمتر از حجم اسمی سرمایه، تغییر ماهیت سرمایهگذاران است. ورود رمزارزها به پرتفوی صندوقهای بازنشستگی و سرمایهگذاریهای نهادی باعث میشود قیمت بیتکوین و دیگر داراییهای دیجیتال بیش از گذشته تحت تاثیر متغیرهای کلان اقتصادی قرار گیرد و از هیجانات جامعه بومی کاربران رمزارز عبور کند.
این تحول به منزله کاهش نوسانات نیست بلکه به معنای همبستگی بیشتر با بازارهای سنتی محسوب میشود. رمزارزها در حال تبدیلشدن به ابزار بیان دیدگاههای کلان اقتصادی و پوشش ریسک در کنار سهام و کالاها هستند. از این منظر سال ۲۰۲۶ بیش از آنکه سال هیجان باشد، سال بلوغ رفتاری بازار خواهد بود.
شتابگیری توکنایز داراییهای واقعی
توکنیزهسازی سهام اوراق بدهی و داراییهای فیزیکی هنوز سهمی ناچیز از بازارهای مالی جهان دارد، اما زیرساخت نهادی آن در حال شکلگیری است. موافقت نهادهای ناظر با ارائه خدمات توکنیزهسازی از سوی بازیگران زیرساختی بزرگ بازار سرمایه عملاً به معنای انتقال تدریجی امور مالی سنتی به بستر بلاکچین است.
در گام بعدی انتظار میرود معافیتها و چارچوبهای آزمایشی تنظیمگری امکان استفاده از اوراق بهادار توکنیزهشده در اکوسیستمهای مالی غیرمتمرکز را فراهم کند. به عقیده کارشناسان، پیامد این روند کاهش هزینه تسویه، افزایش نقدشوندگی و بازتعریف نقش کارگزاران و متولیان دارایی به شمار میرود. اگر بانکها و کارگزاریهای بزرگ شروع به پذیرش توکنهای نماینده سهام بهعنوان معادل کامل اوراق سنتی کنند، مرز میان دیفای و امور مالی سنتی بهشدت کمرنگ خواهد شد.
تکامل زیرساخت استیبلکوینها
بازار استیبلکوینها در سال ۲۰۲۵ رشدی انفجاری را تجربه کرد و با ورود بازیگران بزرگ فینتک به این حوزه، از یک ابزار جانبی به ستون فقرات پرداختهای دیجیتال بدل شد. جذابیت این حوزه نه فقط در نوآوری بلکه در مدیریت جریان پول و خلق درآمد نهفته است. با این حال، چالش اصلی پیش رو هماهنگسازی و یکپارچهسازی این اکوسیستم متکثر محسوب میشود.
مسئله محوری آینده استیبلکوینها حذف یا حداقلسازی ریسک طرف مقابل است. همانگونه که شبکههای پرداخت سنتی بر پایه قواعد مشترک شکل گرفتهاند، استیبلکوینها نیز نیازمند استانداردهای عملیاتی شفاف برای احراز هویت و بازخرید هستند. بدون چنین قواعدی رشد مقیاسپذیر این بازار با مانع جدی مواجه خواهد شد.
ایجاد بازارهای دائمی و فرامرزی
یکی از مزیتهای بنیادین بلاکچین، امکان ایجاد بازارهای بیوقفه و فرامرزی است. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، این ویژگی در سالهای آینده از رمزارزها فراتر خواهد رفت و تقریباً هر پدیده قابل سنجش از بازارهای پیشبینی و قراردادهای آتی دائمی گرفته تا داراییهای واقعی توکنایز شده و حتی مفاهیمی چون توجه و فرهنگ را به یک دارایی قابل معامله تبدیل میکند.
رشد سریع قراردادهای آتی دائمی که اکنون به بازارهای انرژی، نرخ بهره و تصمیمات سیاست پولی نیز گسترش یافتهاند نشان میدهد معاملهگران بهدنبال ابزارهایی هستند که بتوانند دیدگاههای کلان خود را بهصورت آنی و بدون محدودیت زمانی پیاده کنند. در این چارچوب بلاکچین به لایهای جهانی برای بیان ریسک و سفتهبازی تبدیل میشود.
تلاقی رمزارز و هوش مصنوعی
شاید راهبردیترین روند پیش رو در حوزه رمزارز، پیوند این حوزه با هوش مصنوعی باشد؛ پیوندی که میتواند منطق اقتصاد دیجیتال را در سطحی عمیق دگرگون کند. با افزایش خودمختاری نرمافزارها و ظهور عاملهای هوشمند، سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی دیگر صرفاً تولیدکننده محتوا یا تحلیلگر داده نخواهند بود؛ بلکه به بازیگرانی فعال در تصمیمگیری و اجرا تبدیل میشوند. چنین بازیگرانی برای انجام وظایف خود نیازمند دسترسی به سازوکاری امن، سریع و کمهزینه برای انتقال ارزش هستند.
در این چارچوب، اقتصاد مبتنی بر عاملهای هوشمند شکل میگیرد؛ اقتصادی که در آن نرمافزارها میتوانند بهصورت مستقل با یکدیگر مذاکره کنند، قرارداد ببندند، خدمات ارائه دهند و در ازای آن پرداخت انجام دهند. تحقق چنین مدلی بدون زیرساختهای بلاکچینی عملاً امکانپذیر نیست، زیرا نظامهای پرداخت سنتی نه از نظر هزینه و نه از نظر سرعت برای تراکنشهای خرد و پرتعداد میان ماشینها طراحی نشدهاند.
پرداختهای ماشینی با مبالغ بسیار کوچک که در سیستمهای بانکی کلاسیک فاقد توجیه اقتصادی هستند در بستر بلاکچین بهراحتی قابل اجرا میشوند. این قابلیت زمینهساز شکلگیری اقتصاد «ماشین به ماشین» در مقیاس وسیع خواهد بود؛ اقتصادی که در آن میلیاردها تراکنش خرد میان عاملهای هوشمند جریان مییابد. از این منظر، رمزارزها نه صرفاً ابزار سرمایهگذاری یا سفتهبازی بلکه لایه تسویه و انتقال ارزش در اقتصاد دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی خواهند بود؛ لایهای که میتواند زیرساخت مالی نسل بعدی اینترنت و نرمافزارهای خودمختار را شکل دهد.
جمعبندی
بازار رمزارز در سال ۲۰۲۶ وارد مرحلهای میشود که میتوان آن را دوران تثبیت نهادی و گسترش کاربردی نامید؛ مرحلهای که در آن رمزارزها از یک دارایی نوظهور و پرنوسان به بخشی قابل اتکا از زیرساخت اقتصاد دیجیتال جهانی تبدیل میشوند. این گذار به معنای پایان ریسک یا نوسان نیست بلکه نشاندهنده تغییر ماهیت ریسک از ریسکهای حقوقی و بقا به ریسکهای متعارف بازار و اقتصاد کلان است.
در این چارچوب نقش بازیگران نهادی، نهادهای ناظر و زیرساختهای رسمی پررنگتر میشود و نوآوری بهجای تقابل با نظام مالی موجود در دل آن شکل میگیرد و رمزارزها بهتدریج کارکردهایی فراتر از سفتهبازی، شامل تسویه پرداختهای دیجیتال، بستر توکنیزهسازی داراییها و زیرساخت مبادلات ماشینی در اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی پیدا میکنند.
برای سرمایهگذاران، درک این تغییر پارادایم به معنای بازنگری در افق تصمیمگیری است. تمرکز صرف بر نوسانات کوتاهمدت قیمتی جای خود را به ارزیابی روندهای ساختاری، کیفیت تنظیمگری، بلوغ زیرساختها و میزان ادغام رمزارزها با اقتصاد واقعی میدهد. آینده این بازار کمتر شبیه یک تب زودگذر فناوری و بیشتر شبیه شکلگیری یک لایه پایدار و ماندگار از نظام مالی جهانی است؛ لایهای که حذف آن دیگر نه ممکن است و نه کمهزینه.


نظر شما